خرید بک لینک
در قسمت قبل تا آنجا گفته شد که یک هفته بعد رحیم من را به اتاق کارش صدا زد و گفت آماده شو که چند روز دیگر باید بهمراه 15 نفر به عراق اعزام شوی. با تعجب سوال کردم پس تکلیف رفتن به کشور هلند وعمل چشم هایم چی میشود ؟! لبخند تلخی تحویلم داد وگفت در عراق هم دکترهای چشم پزشک خوبی هستند که می توانند مشکل بیماری چشمان تو را معالجه کنند! وقتی اصرار رحیم مسئول پایگاه مبنی بر اعزام خودم و تعدادی دیگر از نفرات را دیدم بخاطر اینکه فکر نکند من برای رفتن به اروپا اصرار دارم دیگر ادامه ندادم در حالیکه پزشکان پاکستانی تاکید داشتند حتما برای معالجه باید به یکی از کشورهای اروپایی بروم. دو روز بعد به اتفاق یک گروه 15 نفره وارد فرودگاه کراچی شدیم در حالیکه پاسپورت ها و بلیط هایمان در دست یکی از مسولان سازمان که مسولیت اعزام ما به عراق را برعهده داشت، بود. سوار هواپیما شدیم و بسمت عراق حرکت کردیم. ساعت حدود 4 صبح بود که به فرودگاه بین المللی بغداد رسیدیم. در منتهای تعجب ما هیچ فضایی از جنگ نبود. ما انتظار داشتیم هر لحظه هواپیمای ما مورد حمله جنگنده های ایرانی قرار بگیرند و یا فضای فرودگاه حالت ناامن و نظامی داشته باشد. بهرحال اکثر کشورهای اروپایی و منطقه ای در این جنگ تجاوزکارانه و نابرابر از عراق حمایت می کردند. در داخل فرودگاه چند نفر از اعضای مجاهدین خلق که از اعضای بخش اعزام نیرو بودند ما را تحویل گرفتند و بهمراه یک مینی بوس بسمت پایگاهی که “ازهدی” نامیده میشد رفتیم. در مقابل درب ورودی پایگاه ازهدی توقف کردیم. انتظامات پایگاه بداخل مینی بوس آمد و بعد چک و تطبیق لیست اسامی با افراد از ما خواست که پیاده شویم. به محض ورود فرمانده پایگاه به ما خیرمقدم گفت و تاکید کرد که مدت توقف ما در این پایگاه کوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:50

عذرا علوی طالقانی با نام مستعار سوسن متولد 1333 همسر ابراهیم ذاکری (کاک صالح) که او نیز سالها پیش بر اثر بیماری مرد، می باشد. او مادر کودک سرباز اجباری زهیر ذاکری است که توسط رجوی در حالیکه نوجوانی بیش نبود مسلح و از اروپا روانه صحرای سوزان عراق شد تا در درگیریهای اشرف او نیز قربانی مطامع رهبر فرقه گردد. عذرا علوی صرفا بدلیل اینکه هیچ زن دیگری در میزان سر سپردگی با او قابل مقایسه نبود و مورد قبول رجوی بود به عنوان جانشین مسعود رجوی در شاخه نظامی و در راس شورای رهبری فرقه در حد فاصل سال 1372 تا 1376 در غیاب مریم رجوی معرفی شد . اما علیرغم تمامی القابی که رهبران فرقه پس از فوت او همانند جانشین نظامی رجوی، عضو مرکزیت سازمان، عضو ارشد شورای رهبری فرقه و … بکار بستند او هیچگاه اجازه نیافت مسئول اول مجاهدین خلق باشد، در حالی که زنانی بسیار با رده های پایین تر از او همچون فهیمه اروانی، مژگان پارسایی، مریخی و … در این مدار قرار گرفتند . هر چند عذرا علوی طالقانی سوابق سرکوب اعضای مخالف فرقه را با دستور شخص رجوی در مقر اشرف در عراق با شدت تمام به پیش می برد و از این حیث جدا شدگان و اعضای گرفتار خاطرات تلخی را از او با خود به دوش می کشند ولی از نظر ذاتی و قلبی عذرا علوی طالقانی با سیاست های هرزه گرانه رجوی هم سو نبود به همین منظور با دستور مریم و مسعود در سکوت مرگبار و در کنج تشکیلات عنکبوتی رجوی قرار گرفت تا سرنوشت او نیز همچون شوهرش ابراهیم ذاکری باشد که مهمترین افتخار او که از ترس فاش شدن نزد امریکایها تا کنون از زبان سران فرقه جایی گفته نشده ترور مستشار امریکایی سرهنگ لوئیس لی هاو کینز در 13 خرداد ماه 1352 می باشد . بله جرثومه فساد و نکبت رجوی از چنین ماهیتی ضد انسانی برخوردار می باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:50

بعد از حمله پلیس آلبانی به مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق در منطقۀ مانز ( واقع در میان دو شهر تیرانا و بندر دورِس ) اتفاقات عجیب و در عین حال جالبی افتاد. بالاخره آن تابوی اردوگاه اشرف 3 معروف به “دژ تسخیر ناپذیر” که در اذهان شکل داده بودند فرو ریخت و تبدیل به آواری گشت که خیلی ها از شنیدن این خبر در شوک فرو رفتند. زیرا آن چنان تبلیغاتی پشت این حضور مجاهدین در آلبانی انجام شده و می شد که کمتر کسی فکر میکرد که روزی فرا خواهد رسید که دژ تسخیر ناپذیر فرو بریزد و این توهم رجوی که اشرف 3 تا قیامت باقی خواهد ماند و اعضای گرفتار خودش را در آنجا حفظ خواهد کرد. اما در کمال حیرت و ناباوری این فکر و خیال به کناری رفت و دیدیم که چگونه آن مدینه فاضلۀ رجوی از اوج به قعر کشیده شد. حالا همه این وقایع به کنار ولی مهمترین موضوعی که پیش آمد و در سکوت انجام گرفت جابجایی مریم رجوی از آلبانی به خاک فرانسه بود! اگر چه شنیده بودید مریم رجوی در 3 سال گذشته امکان خروج از آلبانی را نداشت و از فرانسه اخراج شده و به آلبانی تبعید شده است. این ماجرا در یک سکوت رسانه ای انجام گردید ، هر چند که ما این جابجایی را قبلا افشا کرده و از آن پرده برداشته بودیم ولی در مقابل غول رسانه ای جهان غرب خبرهای ما کم رنگ شد. بعدها که دنبال کنندگان وقایع سازمان مجاهدین دیدند که خانم مریم رجوی که خیلی از اوقاتش را در بروکسل و جلسات فرانسه و سایر نقاط میگذراند دیگر سفری در برنامه هایش دیده نمی شودتازه متوجه قضیه شدند. خب شرایط جهانی از جمله ویروس کرونا هم مزید بر علت شده و عدم سفرهای مریم رجوی را معمول و منبعث از شرایط جلوه میداد. این روزها و ماهها گذشت تا که نوبت رسید به همین اواخر . در گرماگرم خبر حمله پلیس آلبانی به اردوگاه اشرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:50

*شنبه 29 بهمن مبعث پيامبر اکرم حضرت محمد بن عبداللَّه (ص) *یکشنبه 30 بهمن 7 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است: ما خانواده اسرای رجوی هستیم و نه خانواده مجاهدین خلق … فرقه منحط و جاسوس رجوی که از کارهای چند ماهه گذشته خود در راستای فرو ریختن ایران نتیجه ای نگرفت، به خشم آمده و ما را که در این خیانت های او شریک نشده ایم، سلاح کهنه ای معرفی کرده که دور انداختنی هستیم و تنها زیر فشار رژیم درصدد آوردن خلل بر عزم تشکیلات برده داری و مافیایی رجوی می باشیم و مثلاً نمی گذاریم که مردم از رایحه خوبی که این تشکیلات متعفن تولید می کند، استفاده کرده و زندگی بهتری داشته باشند! … خانواده حقیقی تشکیلات رجوی، کسانی هستند که به آرمان های این تشکیلات نکبت وفادار می مانند و دیگر خانواده ها که رغبتی به این آرمان های خبیث ندارند، جزو خانواده مجاهدین به حساب نمی آیند. … در مورد فیلم سرهنگ ثریا هم باند رجوی دچار حماقت شد و به جای قبول واقعیت ها و مشاهده قضاوت سختی که مردم درمورد این تشکیلات برده دار نمودند، راه همیشگی خود – فرار به جلو- و کتمان حقایق را پیشه نمود و بار دیگر میخ دیگری بر تابوت خود کوبید!… انتقام جوانی پسرم را از اوباش رجوی می گیرم ثریا عبداللهی: من تا آخرین نفسم، تلاشم را برای آزادی این بچه ها و ویرانی فرقه می کنم چون تمام جوان های ما را همین فرقه نابود کرد. از اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی بگیرید، از همکاری با صدام تا بمب های شیمیایی و شهادت چندین هزار زن و مرد و کودک در ایران و دانشمندان هسته ای و … . من انتقام این ها را باید از مجاهدین خلق بگیرم، من انتقام جوانی بچه ام را باید بگیرم. من سال ها برای رهایی فرزندان ماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 21:22

روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به نقش آمریکا در تحمیل گروه مجاهدین خلق به کشور آلبانی، پیامد این اقدام را فرورفتن این کشور در گردابی از بلاتکلیفی و قرارگرفتن در کانون نبردهای ژئوپلتیک عنوان کرده است. روزنامه نیویورکتایمز آمریکا در یادداشتی به تاریخ 25 فوریه (6 اسفند) به قلم اندرو هیگینز، پناهدگیدادن دولت آلبانی به گروه تروریستی مجاهدین خلق را سبب قرارگرفتن این کشور در کانون نبردهای ژئوپلتیک و علت حمله سایبری سال 2021 معرفی کرده است. در این یادداشت آمده است که در آستانه کریسمس سال گذشتهْ پیامکی تلفنی مشتریانِ یکی از بزرگترین بانکهای آلبانی را شوکه کرد. متن این پیامک بدین شرح بود: “حساب کاربری شما مسدود شده است. موجودی حساب شما صفر است. باتشکر.” بهنوشته نیویورکتایمز، این پیامک، که بعداً معلوم شد جعلی بوده است، به گشایش جبههای جدید از آنچه مقامات آلبانیایی، ایالات متحده و ناتو آن را حمله سایبری عظیمِ ایران علیه یکی از ضعیفترین اعضای این ائتلاف نظامی خواندهاند، دلالت میکرد. نیویورکتایمز حملۀ مزبور را، که ادی راما، نخست وزیر آلبانی، از آن با عنوان “تجاوز به حق حاکمیت آلبانی” یاد کرده است، نتیجه میزبانی این کشور از”گروه مرموز سازمان مجاهدین خلق” در خاک خود توصیف کرده است. نگارنده یادداشتِ نیویورکتایمز همچنین از سیاستهای مداخلهجویانه واشنگتن در قبال ایران، بهویژه حمایت همهجانبه جنگطلبان جمهوریخواه بدنه حاکمیت آمریکا از گروه منفور مجاهدین خلق، بهعنوان دیگر عامل دخیل در بروز این حمله یاد کرده است. اندرو هیگینز با اشاره بهاینکه اعضای سابق مجاهدین خلق از این گروه با عنوان “فرقه شوم” یاد میکنند، بر نقش ایالات متحده در تحمیل این فرقه شوم به کشور آلبانی تأکید، و پیامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 21:22

تهیهکننده فیلم سینمایی “شماره ۱۰” گفت: بعد از جنگ که مجاهدین به عراق رفتند و در آنجا ساکن شدند، مهمترین خوشرقصیایست که برای صدام انجام دادند؛ آنها قدرت و جسارت درگیری با رزمندههای ما در منطقه را نداشتند و با اسرایی که دستشان از همه جا کوتاه بود تقابل کردند. ابراهیم اصغری در گفت وگو با خبرنگار سینمایی ایرنا و در توضیح علت ساخت فیلم شماره ۱۰ که در چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر در ۱۱ رشته نامزد سیمرغ شد (و چهار سیمرغ بهترین نقش اول مرد، بهترین موسیقی متن، بهترین چهرهپردازی و بهترین طراحی صحنه) را از آن خود کرد، بیان کرد: در طی سالیان گذشته تعداد زیادی فیلم اجتماعی کار کرده ام اما شاید در حوزه دفاع مقدس در بین همکاران بیشترین آثار را دارم؛ از مردی شبیه باران (۱۳۷۵) تا به کبودی یاس (۱۳۸۷)، شور شیرین (۱۳۸۸) و اشنوگل (۱۳۹۵) و تک تیرانداز (۱۳۹۹) که آخرین فیلمی بود که از من اکران شد و تا اثر متاخرم شماره ۱۰ (۱۴۰۱). وی در پاسخ به این پرسش که چرا تصمیم به ساخت این فیلم گرفته است، تصریح کرد: علاقه شخصی خودم به تهیه فیلم های دفاع مقدس است. دیگر این که روز اول که فیلمنامه را خواندم من را جذب کرد و هم این که وقتی احساس کردم فارابی پشت فیلم هست و آمادگی حمایت دارد آن را دنبال کردم. تهیه کننده فیلم سینمایی مردی از جنس بلور (۱۳۷۷) اظهار داشت: این فیلم در راستای کارنامه کاری ام بود؛ اتفاقی در قصه بود که برای من خاص بود. حدود ۲۶ سال پیش در فیلم سینمایی مردی شبیه باران (۱۳۷۵) در مورد اسرای جنگ کار کرده ام اما قصه شماره ۱۰ داستان متفاوتی در مورد اسرا داشت و به موضوعی می پرداخت که اساسا سینمای ایران به آن نپرداخته بود؛ موضوعی که در تاریخ دفاع مقدس ما بسیار استثنایی بود و آن دو فرار موفق دورانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 21:22

سلام دوست عزیز من محمدرضا اسکاردی هستم. امیدوارم که در همه حال خوب و خوش بوده باشی . غرض از نوشتن این چند خط بازگو کردن خاطراتم در زمانیست که تازه به ایران آمده بودم و ملاقاتی با خانواده ات داشتم. من حدود 10 سال پیش بعد از جدایی از فرقه رجوی به ایران آمدم و اکنون در ایران زندگی می کنم و تشکیل خانواده داده ام و زندگی در شرایط متوسطی را دارم و از زندگی ام راضی هستم. آن روزهایی که تازه به ایران آمده بودم برادرها و خواهرهایت به دیدارم آمدند و من هم خاطراتی را که از شما داشتم برایشان تعریف کردم. خبر سلامتی تو را به خانواده ات دادم و خاطرشان را جمع کردم که تو صحیح و سالم هستی. آنها به من گفتند پدر و مادرت خیلی دل نگران هستند و از من خواستند که از پدر و مادرت دیداری داشته باشم. من قبول کردم و به آنها قول دادم در اسرع وقت به خدمت پدر و مادرتان می رسم. روزی نزد پدر و مادرت رفتم و بعد از معرفی و احوالپرسی، خاطرات خودم با تو را برایشان تعریف کردم. آن چنان مجذوب صحبتهایم شده بودند که انگار تو را ملاقات کرده باشند. سپس پدرت مرا بغل کرد و بوسید و گفت احساس می کنم شما بوی محمد مهدی را می دهی. از دیداری که با من داشت خیلی خوشحال شده بود و همواره آرزو می کرد روزی بتواند شما را ببیند. مادرت هم خیلی دل نگرانت بود و دعا می کرد همواره سالم باشی و شما را بار دیگر در آغوش بگیرد .تنها آرزوی مادر پیرت این بود که تو را ببیند یا حداقل با تو ارتباط تلفنی برقرار کند. بسیار از من تشکر کرد. مخصوصاٌ با خاطراتی که از شما برایشان تعریف کردم روحیه تازه ای گرفته بود. مادرت از من سئوال کرد آیا محمد مهدی من هم روزی می آید؟ من در جواب به او دلگرمی دادم. محمد مهدی عزیز چرا خودت را در اشرف آلبانی حبس کردی؟ حداقل به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 12:47

رجوی که همواره سودای کسب قدرت به هر قیمت را در سر داشت، با این تفکر احمقانه که صدام پیروز جنگ خواهد بود و از طریق او می تواند به قدرت در ایران دست پیدا کند، در سال 65 به عراق رفت و بدنبال آن عده ای از هواداران ساده دل را فریب داد و با ترفند سرنگونی و کسب حاکمیت در ایران به عراق کشاند و درپادگان اهدایی صدام جمع کرد. رجوی می دانست باید ارتباط افراد را بعد از ورود به مقرهای فرقه با دنیای بیرون قطع کند تا به مرور بتواند از آنها در جهت اهداف خائنانه خود استفاده ابزاری کند. اما با گذشت زمان و بخصوص بعد از شکست ماجراجویی رجوی تحت عنوان عملیات موسوم به فروغ جاویدان در سال 67 یاس و سرخوردگی و مسئله داری در بین اعضا اوج گرفت و مهمترین چالش رجوی غلیان کردن عاطفه های خانوادگی اعضا بود که تشکیلات رجوی را با تهدید فروپاشی روبرو می کرد. به همین خاطر رجوی از سال 70 به بعد طرح سرکوب و اغفال اعضا را بنام انقلاب ایدئولوژیک که پایه اصلی آن طلاق همسر بود پیش کشید و بدنبال آن بطور مستمر جلسات متعدد مغزشویی به راه انداخت و با توجه به موضوع عواطف خانوادگی بعنوان تهدید اصلی فروپاشی، عمده بحث و صحبت مجاهدین در جلسات درونی حول سرکوب عواطف خانوادگی در بین اعضا بود. سران فرقه بنا به دستور رجوی اعضا را مجبور می کردند تا در جلسات مغزشویی و در حضور دیگر اعضا علنا نسبت به خانواده های خود بخصوص نسبت به پدر و مادرهای خود ابراز تنفر کنند و هر کس چنین نمی کرد بشدت با او برخورد می شد و متهم به بریدگی و خیانت به فرقه و خون کشته های مجاهدین می شد! از آن زمان به بعد اسم بردن از خانواده و ابراز علاقه و دلتنگی برای آن و یا درخواست جدایی از فرقه مرز سرخ و مستوجب شدیدترین برخوردها بود. یادم هست در سال 78 وقتی در محور 4 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 12:47

با سلام و عرض احترام جناب آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی اینجانب محمود آسمان پناه یکی از جدا شده های فرقه مخوف مجاهدین خلق هستم که بالغ بر ۲۰ سال از عمر و جوانی ام را به پای جاه طلبی رجوی تباه کردم. من از قربانیان دستگاه مغزشویی رجوی هستم و بواسطه دو دهه حضور اجباری در مناسبات فرقه گرایانه مجاهدین از شاهدان عینی جنایات رجوی هستم که میتوانم در هر دادگاهی شهادت بدهم. محمود آسمان پناه جناب نخست وزیراعضایی که در این فرقه تبهکار بودیم سالها از شکنجه های جسمی و روحی مداوم در رنج بودیم و عدم رسیدگی های پزشکی باعث گردیده که هنوز از عوارض دردناک آن دوران رنج ببریم. فرقه رجوی تنها فرقه مخرب و ضد حقوق بشری است که اجازه نمیدهد اعضای خود با دنیای بیرون ارتباط داشته باشند و همچنین از ورود سازمانهای حقوق بشری به قرارگاههای خود ممانعت می کند و با شعارها و تبلیغات دروغین و با پرداخت باج های گزاف، جوامع بین المللی را فریب میدهد. جناب نخست وزیرلابد استحضار دارید که شماری از جداشده های آسیب دیده از رجوی در کشور شما اقامت قانونی دارند. متاسفانه بواسطه توطئه های رجوی، نفراتی بی دلیل و بدون تفهیم اتهام در زندان کارچ بسر میبرند و در نتیجه اعتصاب غذا خیلی خیلی رنجور شدند و سلامتی شان نگرانم کرده است. امروز با دیدن عکس علی هاجری یکی از این افراد محبوس در کمپ کارچ خیلی خوشحال شدم که توانسته است پس از یک ماه دوری از دختر تازه متولد شده اش او را ببیند. اما از طرفی ناراحت شدم که چرا باید مکان ملاقات شان در زندان باشد!؟ علی هاجری و همسر و دخترش جناب نخست وزیرخواهش می کنم اجازه ندهید کارنامه سیاه رجوی در عراق در کشور شما تکرار شود. خوب است بدانید که تنها گناه نفرات زندانی کارچ که از اعضای انجمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 12:47

هدف از نوشتن این مطلب بیان واقعیتی است که خودم شاهدش بودم. همه ما که به آلبانی منتقل شدیم در یک مجموعه آپارتمانهایی که توسط کمیساریای عالی پناهندگان اجاره شده بود و به فرقه تحویل داده شده بود سکونت داشتیم و این آپارتمانها در منطقه ای که اسمش کشار بود، واقع شده بودند. بعد از مدتی به ما گفته شد که به همه نفرات می خواهند موبایل بدهند اما اصل موضوع چه بود؟ پس از انتقال به آلبانی، هموطنان و منتقدین سازمان مجاهدین، در فضای مجازی سوالاتی مطرح کردند که چرا سازمان مجاهدین حالا که به آلبانی همجوار کشورهای اتحادیه اروپا منتقل شده به اعضای خود موبایل نمی دهد که این انتقادات خیلی برای سازمان سخت و ضربه بود لذا سران سازمان مجاهدین به تکاپو افتاده که چگونه از زیر ضرب انتقادات هموطنان و منتقدین، بیرون بیایند و جواب منتقدین را بدهند . یک روز بعد از نهار همه کارها را تعطیل کردند و فردی بنام مهدی براعی با اسم مستعار احمد واقف به همه قسمتها مراجعه می کرد و نشست نیم ساعتی در رابطه با دادن موبایل به اعضاء، افراد را توجیه می کرد. مضمون نشست این بود : این موبایل برای کارهای اجرایی است و برای تماس اعضا با فرماندهان است البته مقدار محدودی هم اینترنت دارد که می توانید استفاده کنید شارژ موبایل با سازمان است و شما نباید چیزی پرداخت کنید! همه ما خوشحال بودیم که پس از گرفتن موبایل می توانیم بعد از اینهمه سال که در عراق بودیم وهیچ خبری از خانواده نداشتیم با خانواده هایمان تماس برقرار کنیم و جویای حال آنها شویم . لحظه تحویل دادن موبایلها رسید. نفر خدمات فنی مسئول گذاشتن سیم کارت در موبایل بود و شیوه روشن و خاموش کردن را آموزش میداد. خوب است که یاد آور شوم که هیچکدام از اعضاء، اطلاعاتی از علم تکنولوژی در مورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:12

سرفراز رحیمی در نیمه پنهان مینویسد: تکنولوژی همیشه حال در پیشرفته. دنیای ارتباطات هر روز چیز نو و تازه در جهان امروز ارایه میکند و مردم سراسر جهان در شوق رسیدن به تکنولوژی جدید ارتباطات هستند یکی از این تکنولوژی های ارتباطی موبایل هست . موبایل در حال حاضر موضوع مسافت را با یک الو گفتن حل و فصل کرده است و برنامه های ارتباطی که مثل واتساپ، وایبر، ایمو، تلگرام مسافت های هزار کلیومتری را به چند میلیمتری کشانده و شخص میتواند ساعت ها با مخاطب خودش صحبت کند. ولی در همین دنیای ارتباطات سازمان مجاهدین هست که ادعای دمکراسی و آزادی دارند بشدت ترس و وحشت از این وسیله ارتباطی دارد.اعضای سازمان با این تکنولوژی ارتباطات یعنی موبایل غریبه هستند.چرا ؟ علت خیلی واضح و روشن هست. رهبران سازمان ترس دارند که این وسیله ارتباطی باعث ریزش اعضا در اسارتگاه اشرف شود . رهبران سازمان مجاهدین خوب میدانند که اگر اعضا این وسیله ارتباطی را در دست بگیرند ابتدا این اعضا به خانواده خودشان وصل میشوند. واقعیت بیرون از سازمان مجاهدین را میفهمند . سازمان بخاطر همین موضوع حاضر نیست حتی یک موبایل در دست اعضای خودش بگذارد. یادم نمیرود که اعضای مجاهدین برای گرفتن موبایل نوکیا که دوران این موبایلها سالیان پیش تمام شده بود چه ذوقی داشتند !موبایل هایی که صرفاً میتوانستی به فرمانده ات زنگ بزنی و بگویی الان در زمین فوتبال هستم یا آسایشگاه . خودم شخصاً با موبایل فهمیدم که اسیر سازمان شدم وقتی توانستم روزانه با خانواده خودم در ارتباط باشم. و در اینترنت فهمیدم که آنطور که سازمان مجاهدین به خورد ما میداد نیست و هر روز واقعیتها روشنتر میشد. آنجا فهمیدم که چرا سازمان مجاهدین مخالف این موبایل هست چون موبایل ارتباط به بیرون سیاجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:12

اپوزیسیون نماهای خارج نشین که سالها بود از مردم بدور افتاده و در خارجه مشغول خوشگذرانی و سلطنت مینیاتوری خود بودند، به ناگاه یادشان افتاده است که:“در مرحله جدید قیام (کدام قیام معلوم نیست!)، به طور قانونمند باید ظهور آلترناتیو اتفاق بیافتد. ” جهت یادآوری این فرصت طلبان بی فرصت، باید عرض کنم که آن چند روزی هم که اعتراضات مردمی در کف خیابان جاری بود، مردم شعاری به نفع هیچ کدام آنان ندادند، که امروز بخواهند طلوع و ظهور خود را اعلام کنند. یکی خود را وکیل مردم می داند! آن دیگری می گوید: “می گویند مشکل در این است که قیام رهبری ندارد( پس بفرما ما نخودسیاه هستیم، ما رهبر هستیم دیگر! )…” مشکل ملت ایران، اثرات تورمی و برخی ناعدالتی ها در سطوح تصمیم گیری است. مشکل این است که عده ای چشم به خارج دوختند و در داخل شعار استقلال می دهند، مشکل یک بام و دو هوای برخی مدعیان میهن پرستی است که چوب لای چرخ تولید می گذراند. مدعیان آلترناتیو ساز باید دو مسئله را آویزه گوش خود کنند، اول اینکه توهین به شعور تاریخی مردم ایران ممنوع است، مجاهدین خلق یا همان تروریست های عراق نشین سابق، که امروز در آلبانی رسوب کرده اند و بی دنباله و بی ملاء اجتماعی در فرسنگها دور برای مردم ایران دلسوزی می کنند، گویا همکاری های خود در جنگ ایران و عراق با دشمن مردم ایران و ترورهای کور و خمپاره زنی های پراکنده و بی هدف را فراموش کردند، یا گویا سنگ زدن به خانواده های اعضای خود را که جزو مردم ایران بودند نیز به فراموشی سپردند، یا آن یکی که در قلب بورژوازی، سالهاست لم داده و به خوشگذرانی با پول های بادآورده ی مردم ایران مشغول است و در تمام عمر خود الفبای سیاست را نیز در دنیای سیاست نیاموخته است، سواد سیاسی به ژست های سیاسی گرفتنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:12

روش های نفوذ یا تأثیرگذاری: بعد از آن که جذب کننده با استفاده از روش های استدلالی و سایر شیوه ها توانست فردی را به فرقه جذب نموده و اعتقاد جدیدی را در او به وجود آورد، حرکت بعدی او متوجه این موضوع است که فرد جذب شده را به یک پیرو مبدل سازد، به عبارت دیگر او را از یک شنونده و پذیرنده، به فردی فاعل تبدیل نماید که به نوعی و به نسبتی عقاید جدید خود را در عمل هم نشان دهد…. تعهد و ثبات رأی (Commitment and Consistency) “مقاومت در نقطه آغاز بسی ساده تر است تا در نقطه پایان.” (لئوناردو داوینچی) می گویند روزی پدری از فرزندش که حاضر به تکرار حرف الف نبود پرسید که مگر تکرار این حرف چقدر مشکل است که او حاضر نیست آن را انجام دهد؟ فرزند در پاسخ گفت: “مشکل گفتن حرف الف نیست، بلکه مشکل در این است که وقتی من الف را گفتم، بعد از آن از من خواهید خواست که بگویم ب و بعد پ و … و تا چشم به هم بزنم از من خواهید خواست که همه چیز را یاد بگیرم. درست است در بسیاری مواقع ما بخشی از اعتقادات و اخلاقیات و سلامت و مال خود را فدای گفتن �آری� اولیه می کنیم هر چقدر که کوچک و بی ارزش به نظر برسد. چرا که می خواهیم در رفتار و گفتار پای تعهدات باقی مانده و ثبات رأی داشته باشیم. حُقه بازانی که با این روانشناسی انسان های اصولی، درست، متعهد و پا برجا آشنا هستند به خوبی می دانند که چگونه از آن جهت تأثیرگذاری روی افراد استفاده کرده و قدم به قدم آن ها را وادار به انجام کارهایی کنند که در نقطه شروع و در شرایط عادی، به هیچ عنوان حاضر به انجام همه آن ها نمی شدند. در اینجا می توان این سؤال را از اعضای سابق فرقه ها پرسید: آیا در نقطه شروع هواداری خود از یک فرقه مخرب مثل فرقه رجوی، حاضر بودید تمام کارهایی که بعداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 3:26

در قسمت هجدهم توضیح دادم که سازمان خائن و مردم فروش مجاهدین، دنبال مرگ همه ما در عراق و یک تابلوی سیاه و قتل و خونریزی بود، سازمان و رهبری فاسد آن دنبال به کشتن دادن ما بود و اینکه از خون ما در فرنگ، سوءاستفاده کند و بر جنایات بیشمار خود که در قلب های تک تک ما تصویری ماندگار شده بود، سرپوش بگذارد. هر یک از ما که موفق نمی شدیم به یک محل امن برسیم، سازمان آنرا برای خود یک پیروزی قلمداد می کرد و بقیه را نیز می ترسانید که در صورت خروج از سازمان، مرگ و نیستی در انتظار همه است و آینده ای برای هیچ کس متصور نیست. من هنوز تلاش می کردم یک راه امن برای نجات خودم پیدا کنم.و اما ادامه: من از این وضعیت خسته شده بودم، همه چیز را تمام شده می دانستم، در این وضعیت نامعلوم، سازمان دنبال شکار کردن مجدد ما بود و می خواست اگر توانست حتی یک نفر از ما جداشدگان را به سازمان برگرداند و ما را درس عبرتی برای دیگران نشان داده و اگر هم کسی جرات پیدا کرده است که جدا شود، او را مایوس کند. سازمان فقط دنبال سیاه نمایی از سرنوشت ما بود. من در اربیل، همیشه چندسال گذشته و بلایایی را که از سر گذرانده بودیم را مرور می کردم. همیشه به این مسئله فکر می کردم که اگر همراه گروههای اول به ایران بر می گشتم، الان چند سال بود که به زندگی برگشته بودم و هر طور حساب کنیم، چندسال جلوتر از امروز بودم. از طرف دیگر فکر می کردم که اگر سازمان در همان روزهای اول، ما را به مرز اردن می برد، الان توانسته بودم پناهندگی گرفته و در گوشه ای در امنیت و رفاه نسبی زندگی کنم و همسرم هم پیشم بود. آنروزها که در کمپ آمریکایی ها، راه برگشت به ایران باز شده بود، بچه ها دسته دسته به ایران بر می گشتند، همه در درون با این سئوال مواجه بودیم که اگر راه بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 3:26

” چهارشنبه سوری را به خیزش و آتش علیه نظام تبدیل کنیم ” در ادامه ” تنها جواب آتش آتش شعله برکش ” فرقه درمانده هر ساله فراخوان شورش در ایام چهارشنبه سوری را تکرار می کند. دستگاه تبلیغاتی آنان با وقاحت ترقه بازی های معمول که در روزهای منتهی به پایان سال توسط نوجوانان انجام می گیرد را به حساب اعتراض به نظام و پاسخ به فراخوانی که داده بیان می کند و در این رابطه همواره تلاش می کند با فریب کاری، جوانان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 اسفند 1399 ساعت: 13:13

صفحه بندی